اغلب والدین ترجیح میدهند فرزندان آرامتر و قابل کنترلی داشته باشند. احساسات و هیجانات کودکان اغلب آنقدر شدید، خام و آشفته است که پدر و مادرها را کلافه و سردرگم میکند. آنها نمیدانند چگونه با فرزند خود روبرو شوند و چطور او را کنترل کنند. بااینحال شکلگیری هیجانات و آموزش صحیح ابراز آنها مرحله مهمی از رشد کودک است. مرحلهای که ممکن است خود ما هم به سلامت آن را طی نکرده باشیم و طرحواره بازداری هیجانی در ما شکل گرفته باشد! اما این تله بازداری هیجانی چیست و چطور ممکن است زندگی ما را تحت تاثیر قرار بدهد؟ در این مقاله به پاسخ این سوالات و سوالات مهم دیگر خواهیم پرداخت؛ با ما همراه باشید.
طرحواره بازداری هیجانی چیست؟
طرحواره بازداری هیجانی (به انگلیسی : Emotional Inhibition Schema) یکی از اصلیترین طرحوارههایی است که افراد با آن درگیر هستند. (اگر هنوز نمیدانید طرحواره چیست، پیشتر در مقالهای آن را کاملا توضیح دادهایم.) این الگوی تکرارشونده به افراد، شخصیتی سخت و انعطافناپذیر میدهد. افرادی که در این طرحواره گرفتار هستند به نظر بیاحساس و بیعاطفه میآیند تنها به این دلیل که در ابزار هیجانات خود ضعیف هستند. آنها بیش از اندازه احساسات خود را کنترل میکنند و ابراز هیجانی برایشان رفتاری خطرناک محسوب میشود.
تله زندگی بازداری هیجانی یک طرحواره فرهنگی است. از آنجایی که کنترل احساسات و هیجانات در هر دو جنس بهویژه در خانمها، مشابه تعریف جامعه از مفهوم «حجب و حیا» است، خانواده و جامعه به تشدید این طرحواره دامن میزنند. از منظر بسیاری از فرهنگها، کنترل هیجانی و بازداری خود یک فضیلت اخلاقی و ارزش محسوب میشود.
طرحواره بازداری هیجانی چه ویژگیهایی دارد؟
افرادی که تله بازداری هیجانی دارند بهتدریج تمایلات وسواسی پیدا میکنند. آنها میترسند که با بروز احساسات نتوانند آن را کنترل کنند یا تایید دیگران را از دست بدهند. هرگونه شوخی را بهعنوان لودگی برداشت میکنند و اغلب چهرهای بیتفاوت دارند. شرم و ترس دو هیجان غالب در این طرحواره است که در کودکی به فرد تحمیل شده است. آنها اغلب نمیتوانند هیجان خود را تشخیص بدهند و آن را چه مثبت (مانند شادی، محبت یا احساسات جنسی) چه منفی (غم، خشم یا ناامیدی) بروز بدهند. بعضی به اشتباه این افراد را بیاحساس میدانند درحالیکه آنها اغلب دلسوز و مهربان هستند اما در بیان و بروز این عواطف احساس ناتوانی میکنند.
همچنین ممکن است این افراد بترسند که با بروز هیجانات خود از طرف دیگران طرد یا ترک بشوند، کنترل خود را از دست بدهند یا به اطرافیان خود آسیب بزنند. به همین دلیل ترجیح میدهند احساسات خود را سرکوب کنند. آنها به جای خودانگیختگی، خویشتنداری را در خود تقویت کردهاند و با همه مسائل منطقی و عقلانی مواجه میشوند.
ریشه های تحولی طرحواره بازداری هیجانی

اغلب کودکان بهصورت ذاتی به بیان احساسات و هیجانات خود نیاز دارند. از آنجایی که در سنین پایین، هنوز سیستم شناختی به رشد کافی نرسیده است، ابراز هیجانی در کودکان ممکن است خیلی شدید و قوی باشد. آنها هنوز نمیدانند چگونه باید خشم، غم یا شادی را تجربه کنند و در قبال این احساسات چه رفتارهایی از خود نشان بدهند. بههمین دلیل کنترل کودک در این سنین گاهی بسیار سخت خواهد بود. پاسخ والدین و محیط خانواده به دوره طبیعی رشد، ممکن است طرحوارههای مخربی مانند بازداری هیجانی را در آنها شکل بدهد. شرایط محیطی زیر نقش پررنگی در شکلگیری این طرحواره دارند:
- خانواده سختگیر و محدودکننده
- والدین هنگام ابراز هیجانی در کودک، او را میترسانند.
- خانواده ابراز احساسات کودک را مسخره میکنند و با تحقیر کودک به او احساس شرم میدهند.
- همه اعضا خانواده احساسات خود را سرکوب میکنند.
- کنترل هیجانی نادرست و مخرب به کودک آموزش داده میشود.
- والدین احساسات خود را نه با کلمات و جملات، بلکه در رفتارهای خود نشان میدهند.
علاوه بر این 6 مورد که محیط خانواده در کودک تله زندگی بازداری هیجانی را بهوجود میآورد، مورد دیگری وجود دارد که این طرحواره را ایجاد میکند:
- سبک شخصیتی کودک بهگونهای است که احساسات خود را بروز نمیدهد.
با شکلگیری تله زندگی بازداری هیجانی، کودک یاد میگیرد که حتی در شرایط امن نیز نمیتواند در برابر احساسات، باز و پذیرا باشد یا هیجانات خود را بهراحتی بروز بدهد.
روابط عاطفی در طرحواره بازداری هیجانی

یکی از پایههای اصلی روابط عاطفی، احساسات و هیجانات هستند. بدون حضور این دو مؤلفه میتوان تصور کرد که رابطه عاطفی با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. فردی که طرحواره بازداری هیجانی در او فعال است نمیتواند احساسات خود را بروز بدهد. او اغلب تلاش میکند منطقی فکر کند، منطقی تصمیم بگیرد و رفتاری عاقلانه داشته باشد. این افراد به نظر عبوس، سرد و بیعاطفه هستند و ممکن است خشمی پنهان در آنها وجود داشته باشد.
طرحواره بازداری هیجانی شما را به انتخاب شریک عاطفی شاد، رها و احساساتی وا میدارد؛ شاید به این دلیل که بخش سرکوبشده خودتان را در این افراد میبینید. بااینحال گاهی این روابط پایان خوشی ندارند: دو طرف به رفتارهای افراطی دست میزنند و به تمسخر و تحقیر یکدیگر میپردازند.
تفاوت طرحواره بازداری هیجانی و طرحواره محرومیت هیجانی
اگرچه این دو طرحواره به یکدیگر شباهتهایی دارند اما کاملا متفاوت هستند. در هر دو طرحواره فرد قادر به ابراز هیجانات و احساسات خود نیست. در طرحواره محرومیت هیجانی، فرد اغلب دوران کودکی سختی را گذرانده است و مورد آسیب روانی، جسمی یا جنسی قرار گرفته است. این گذشته باعث شده است او احساسات خود را سرکوب کند زیرا مطمئن است هرگز به آنها توجهی نخواهد شد. درواقع بهنوعی سیستم ابراز هیجانی در این افراد دچار مشکل شده است. اما در طرحواره بازداری هیجانی، فرد میتواند هیجانات خود را نشان بدهد؛ بااینحال از بروز آنها میترسد.
از کجا بفهمیم طرحواره بازداری هیجانی در ما فعال است؟

توجه داشته باشید که این تله زندگی با طرحواره محرومیت هیجانی کاملا متفاوت است. اگر فکر میکنید طرحواره بازداری هیجانی در شما فعال است راههای مختلفی برای تشخیص آن وجود دارد. یکی از این راهها، انجام تست طرحواره بازداری هیجانی است. این تست شامل یک پرسشنامه بازداری هیجانی است که با پاسخ دادن به پرسشهای آن میتوانید وجود این طرحواره را در خودتان کشف کنید. همچنین اگر احساس میکنید زندگی شما به شدت تحت تاثیر تله زندگی بازداری هیجانی قرار گرفته است میتوانید از کمک یک درمانگر استفاده کنید.
برای شروع عبارتهای زیر را بخوانید؛ اگر اغلب آنها در مورد شما صدق میکند احتمال حضور این طرحواره در شما بالا است:
- از ابراز هیجانات خود بهشدت اجتناب میکنید.
- احساسات خود را بهصورت افراطی سرکوب میکنید.
- در هر شرایطی هم که باشید خشم خود را کاملا تحت تسلط دارید و آن را بروز نمیدهید.
- خویشتنداری را به صمیمیت ترجیح میدهید.
- سعی میکنید همیشه منطقی باشید.
- میترسید اگر احساسات خود را بروز بدهید از سوی دیگران طرد شوید. (این طرحواره را با طرحواره طرد و رهاشدگی اشتباه نگیرید!)
- میترسید اگر هیجان خود را نشان بدهید ناگهان کنترل آن کاملا از دست شما خارج شود.
- انجام تفریحات هیجانانگیز برای شما سخت و ناخوشایند است.
- از نظر دیگران فردی بیاحساس و عبوس هستید.
- نمیتوانید جنس هیجانات خودتان را درک کنید. (خشم، ترس، شادی، غم و…)
- نمیتوانید جنس هیجانات دیگران را تشخیص بدهید.
- اگر دیگران در رابطه با شما یا حتی در حضورتان ابراز احساسات کنند احساس ناراحتی میکنید و معذب میشوید.
سبکهای مقابلهای طرحواره بازداری هیجانی

سه سبک مقابلهای با این طرحواره معمولا وجود دارد:
سبک مقابلهای اجتناب
وقتی فرد از طرحواره بازداری هیجانی خود اجتناب میکند، از هر موقعیتی که باعث تحریک یا بروز احساسات در او میشود فرار خواهد کرد. اگر از او بپرسید که در یک شرایط خاص چه هیجانی را تجربه میکند از پاسخ دادن به شما طفره خواهد رفت. همچنین این افراد روابط اجتماعی خود را با کسانیکه احساسات آنها را برانگیخته میکنند محدود خواهد کرد.
سبک مقابلهای تسلیم
افرادی که در ظاهر سرد، عبوس و بیاحساس هستند و نمیتوانند احساسات خود را بروز بدهند معمولا در مقابل طرحواره بازداری هیجانی، با سبک مقابلهای تسلیم ظاهر شدهاند. این افراد هیجانات و احساساتی عادی را تجربه میکنند اما به دلایل مختلف نمیتوانند آنها را بروز بدهند.
سبک مقابلهای جبران افراطی
در سبک مقابلهای جبران افراطی فرد بهصورت افراطی با طرحواره خود روبرو میشود: بسیار احساساتی و هیجانزده است و بدون نگرانی از عواقب تصمیمات خود، دست به رفتارهای هیجانی میزند.
اهداف درمانی طرحواره بازداری هیجانی
از آنجایی که بازداری هیجانی در بعضی از فرهنگها نوعی ارزش تلقی میشود، پذیرش مخرب بودن آن و اقدام برای درمان با موانعی روبرو است. در بعضی از فرهنگها، خصوصا خانمهایی که هیجانات خود را کاملا کنترل و سرکوب میکنند تحسین میشوند. همچنین به کودکان پسر از سنین کودکی گفته میشود که اجازه ندارند احساسات منفی و غم خود را بروز بدهند. چنین فرهنگی میتواند پروسه درمان طرحواره بازداری هیجانی را با مشکلاتی روبرو کند.
علاوهبر این افرادی با این طرحواره ممکن است واکنشی افراطی در مقابل داشته باشند که باعث شود هیجانات کنترلنشده از خود بروز بدهند. در این افراد احتمال رفتارهای تکانشی، انفجاری و پرخاشگرانه، همچنین رفتارهای غیرمنطقی نیز وجود دارد. خودانگیختگی احساسات بیماران، فعال شدن آنها از نظر هیجانی و بروز منطقی خشم از اهداف درمانی این طرحواره است.
درمان طرحواره بازداری هیجانی

اگر طرحواره بازداری هیجانی در شما فعال است پیش از هر نکتهای بدانید که تنها نیستید؛ افراد بسیاری گرفتار این تله زندگی هستند. شما میتوانید باورهایتان را تغییر بدهید و بر آنها تسلط پیدا کنید. راه درمان شاید ساده نباشد اما شدنی است. میتوانید به یک طرحوارهدرمانگر مراجعه کنید و مسیر درمان را به کمک او بپیمایید. انجام راهکارهای زیر نیز میتواند در درمان تله بازداری هیجانی به شما کمک کند:
- طرحواره خود را بپذیرید و ریشههای آن را در کودکیتان پیدا کنید.
- با گذشته خود آشتی کنید و دنبال مقصر نباشید.
- بهتدریج سعی کنید نیازهای خود را با نزدیکانتان در میان بگذارید.
- احساسات خود را چه مثبت و چه منفی، بروز بدهید؛ این کار روابط شما را قویتر میکند و صمیمیت را بهوجود میآورد.
- در برابر بروز متعادل هیجانات، برای خود پاداش در نظر بگیرید.
- قرار نیست ناگهان تبدیل به فردی احساساتی و هیجانی بشوید؛ متعادل باشید و از افراط و تفریط جلوگیری کنید.
- به برنامه زندگی خود برنامههای تفریحی و هیجانانگیز اضافه کنید.
- قبل از ابراز هیجانات، پیشبینیهای منفی خود را بنویسید. مثلا: «قطعا پارتنرم به ابراز احساسات من خواهد خندید.» بعد از آنکه احساساتتان را بیان کردید، باور قبلی را به چالش بکشید و بررسی کنید. خواهید دید که در اغلب موارد بیش از حد بدبین بودهاید.
- رفتاری که برایتان خیلی عجیب است را در نظر بگیرید و پیامدهای منفی آن را بررسی کنید. مثلا اگر در رستوران بلند بخندید چه اتفاق بدی خواهد افتاد؟ یا اگر به دوست خود بگویید چقدر برایش احترام قائل هستید و به نظر شما دوستداشتنی است، آیا رابطه شما به هم خواهد خورد؟!
- فعالیتهای هیجانانگیز گروهی را امتحان کنید. یک گروه کوهنوردی جوان یا یک ورزش جمعی دیگر گزینه خوبی برای شروع است.
- فراموش نکنید احساسات شما به اندازه افکار منطقی شما مهم هستند. سرکوب هیجانی ممکن است تاثیرات مخرب بسیاری بر روی سلامت روانتان داشته باشد.
کلام آخر
انواع طرحوارهها در شش حوزه بروز پیدا میکنند: خانواده، روابط دوستانه، روابط عاطفی، رابطه با والدین، فضای شغلی و محیط اجتماعی. بنابراین در صورتیکه طرحواره مخربی در ما وجود داشته باشد میتواند این شش حوزه را کاملا تحت تاثیر قرار بدهد. همین نکته اهمیت شناخت طرحوارهها و درمان آنها را نشان میدهد. بااینحال طرحواره همیشه مخرب و ناسازگار نیست؛ میتواند یک بینش کلی در مواجهه با مسائل به ما بدهد و به درک، شناخت و پذیرش اتفاقات زندگی کمک کند.
خيلي مفيد و كارامد بود مطالبتون👌🏻