انتشار محتوای دوره‌ها، تحت هر شرایط و به هر شکلی، ممنوع است و پیگرد قانونی دارد

انتشار محتوای دوره‌ها در هر شرایطی پیگرد قانونی دارد

ترس از شکست چیست و چگونه بر آن غلبه کنیم؟

افرادی که از شکست می‌ترسند، کارها را به تعویق می‌اندازند و از موقعیت‌های جدید اجتناب می‌کنند. این شرایط سلامت روان را به خطر می‌اندازد.

چرا از شکست می‌ترسیم؟ | آرامشیار
11 دقیقه
اشتراک گذاری

فهرست مطالب

بعید می‌دانم کسی را پیدا کنیم که از شکست و ناکامی لذت ببرد یا عمدا کارها را طوری پیش ببرد که دائما با شکست روبرو شود. بااین‌حال همه ما در مقابل چالش‌ها و اتفاقات سرنوشت‌ساز، رویکرد یکسانی نداریم. بعضی‌هایمان علی‌رغم تمام نگرانی‌ها ترجیح می‌دهیم دل به دریا بزنیم و به جنگ با سرنوشت برویم. در حالی‌که بعضی دیگر نمی‌توانیم نقطه امن خود را ترک کنیم و ترس از شکست دایره حرکتی ما را محدود و محدودتر کرده‌است. اما ترس از شکست چیست؟ چطور ممکن است تا اندازه‌ای از تجربه کردن بترسیم که جرات برخاستن و حرکت را از دست بدهیم؟

ترس از شکست چیست؟

ترس از شکست چیست؟

ترس از شکست (به انگلیسی: Fear of Failure) نوعی ترس غیرمنطقی و مداوم از تجربه شکست است که می‌تواند زندگی روزمره فرد را تحت تأثیر قرار دهد. این ترس معمولاً در موقعیتی ظاهر می‌شود که احتمال ناکامی یا نرسیدن به هدف وجود دارد. افراد مبتلا به این ترس ممکن است از امتحان کردن ایده‌های جدید، شروع یک کار یا حتی روابط اجتماعی اجتناب کنند، زیرا شکست برای آن‌ها یک تهدید عاطفی جدی محسوب می‌شود. درواقع می‌توان ترس از شروع را نیز زیرمجموعه ترس از شکست دانست.

این احساس ترس و نگرانی می‌تواند فرد را به رفتارهای اجتنابی یا تعویق‌آمیز، تاخیر در تصمیم‌گیری‌های حیاتی یا خودویرانگری وادار کند. ترس از شکست، اگر به شکل افراطی و اختلال روانی در بیاید اغلب با اختلالات دیگر مانند اضطراب و افسردگی همراه است و در افرادی که کمال‌گرا هستند بیشتر دیده می‌شود، زیرا آن‌ها انتظارات بسیار بالایی از خود دارند و از نرسیدن به استانداردهای خود هراس دارند.

به طور خلاصه می‌توان گفت ترس از شکست نه تنها باعث نگرانی و اضطراب می‌شود، بلکه می‌تواند عملکرد فرد در مدرسه، محل کار و روابط اجتماعی و خانوادگی را مختل کند. این ترس در موارد شدید می‌تواند به شکل مشکلات روانی، حملات عصبی و کاهش عزت نفس منجر شود و به همین دلیل اهمیت دارد که افراد یاد بگیرند چگونه با آن مواجه شوند و بر آن غلبه کنند.

ترس از شکست از منظر روانشناسی

از نظر روانشناسی، ترس از شکست در نوع شدید آن به‌عنوان یک فوبیای خاص شناخته می‌شود و نام علمی آن آتیچی‌ فوبیا (به انگلیسی: Atychiphobia) است. فوبیا به تجربه ترس شدید گفته می‌شود و آتیچی فوبیا باعث می‌شود فرد از هر فعالیت یا موقعیتی که احتمال ناکامی در آن وجود دارد اجتناب کند. افراد مبتلا ممکن است از امتحان کارهای جدید، ریسک کردن یا تلاش برای رشد شخصی بترسند، زیرا شکست برایشان تهدید بزرگی محسوب می‌شود.

واژه آتیچی‌فوبیا از کلمه یونانی آتیچ (atyches) به معنای «بداقبال» یا «بدشانس» گرفته شده‌است. روانشناسی ترس از شکست می‌گوید فرد مبتلا به این مسئله معمولاً از موقعیت‌هایی مثل امتحان، مصاحبه کاری یا حتی روابطی که احتمال شکست در آن‌ها وجود دارد دوری می‌کند. گاهی ترس از شکست آن‌قدر شدید است که خود آن باعث ناکامی می‌شود. برای مثال فردی که از شکست در امتحان می‌ترسد ممکن است اصلاً امتحان ندهد و نتیجه نهایی، شکست واقعی شود. از سوی دیگر این ترس می‌تواند پیامدهای متعددی داشته باشد. شرم، افسردگی، اضطراب، حملات پنیک و کاهش عزت نفس همگی از عوارض احتمالی ترس از شکست هستند.

اگرچه به نظر می‌رسد آتیچی‌فوبیا با کمال‌طلبی یا کمال‌گرایی نزدیکی معنایی داشته باشد اما این دو با یکدیگر متفاوت هستند. فرد کمال‌گرا قصد دارد بی‌نقص و عالی باشد اما در آتیچی‌فوبیا تمرکز بر شکست، ناکامی و پیامدهای آن‌ها است. شناخت و مدیریت این ترس به فرد کمک می‌کند که با اعتماد به نفس بیشتری موقعیت‌های جدید را امتحان کند و عملکرد بهتری داشته باشد.

آیا ترسیدن از شکست یک اختلال روانی است؟

آیا ترسیدن از شکست یک اختلال روانی است؟

ترس از شکست در DSM-5 به عنوان یک اختلال مستقل ثبت نشده است، اما می‌تواند به عنوان یک فوبیای خاص تشخیص داده شود. برای تشخیص این احساس شدید به‌عنوان یک اختلال روانشناسی، لازم است فرد معیارهای مشخصی را داشته باشد. این معیارها شامل ترس شدید و غیرمنطقی، واکنش فوری اضطرابی، اجتناب یا ناراحتی شدید، اختلال در عملکرد روزمره و استمرار این موارد برای مدت حداقل شش ماه هستند. به عبارت دیگر، اگر ترس از شکست به اندازه‌ای شدید باشد که زندگی روزمره فرد را مختل کند می‌تواند نوعی اختلال روانی محسوب شود. در این حالت فرد ممکن است فعالیت‌های مهم زندگی را کنار بگذارد، فرصت‌های شغلی یا تحصیلی را از دست بدهد و روابط اجتماعی خود را محدود کند.

با این حال، ترس از شکست در حد معمول، یک پاسخ طبیعی و مفید است زیرا به فرد انگیزه کافی برای تلاش بیشتر و آمادگی بهتر می‌بخشد و او را آماده مقابله با چالش‌ها می‌کند. شناخت این تفاوت و یادگیری تکنیک‌های مقابله با ترس، به افراد کمک می‌کند از آن به‌عنوان یک ابزار رشد شخصی بهره ببرند.

چرا از شکست می‌ترسیم؟

شکست اگرچه بخشی طبیعی از مسیر زندگی است، اما گاهی برای بسیاری از ما تبدیل به یک مانع بزرگ می‌شود. در نتیجه به‌جای اینکه آن را فرصتی برای یادگیری ببینیم، ذهنمان آن را با خطر، شرمندگی یا از دست دادن ارزش شخصی پیوند می‌زند. این نگاه باعث می‌شود از تجربه‌های تازه دوری کنیم و قبل از شروع، میدان را خالی کنیم. در ادامه مهم‌ترین ریشه‌ها و نشانه‌های ترس از شکست را مرور می‌کنیم:

·       کمال‌گرایی و استانداردهای غیرواقعی

افراد کمال‌گرا معمولاً برای خود معیارهایی تعیین می‌کنند که رسیدن به آن‌ها دشوار یا غیرممکن است. در ذهن این افراد، «کامل نبودن» با «بی‌ارزش بودن» یکسان است، بنابراین هر اشتباه کوچکی نشانه‌ای از ناکامی به حساب می‌آید. چنین نگرشی باعث می‌شود آن‌ها از شروع کارهای تازه هراس داشته باشند، زیرا احتمال خطا و ناکامی را نمی‌توانند تحمل کنند. در نتیجه اضطراب، خودانتقادی و احساس ناکافی بودن را دائما تجربه می‌کنند. این احساسات می‌توانند ترس از شکست را تقویت کنند.

·       تجربه‌های منفی و خاطرات گذشته

چرا از شکست می‌ترسیم؟

همه ما تجربه‌های ناخوشایندی از شکست داریم، اما در برخی افراد این خاطرات چنان پررنگ و قوی هستند که مسیر تلاش‌های بعدی فرد را مسدود می‌کنند. برای مثال، کودکی که در مدرسه به‌خاطر نمره پایین مورد تمسخر قرار گرفته یا نوجوانی که به‌دلیل ناکامی تنبیه سختی دیده است، ممکن است در بزرگسالی هر موقعیت جدیدی را یادآور همان احساس شرم یا ترس بداند. ذهن این خاطرات را ذخیره می‌کند و هنگام مواجهه با شرایط مشابه، واکنش اضطرابی نشان می‌دهد.

·       تربیت و محیط خانواده

مطالعات روان‌شناسی نشان می‌دهد که سبک‌های فرزندپروری نقش مهمی در شکل‌گیری ترس از شکست دارند. خانواده‌های سخت‌گیر و سرزنشگر معمولاً با تأکید افراطی بر موفقیت و تنبیه در صورت اشتباه، نگرش منفی نسبت به شکست را در کودک نهادینه می‌کنند. در چنین شرایطی، شکست نه به‌عنوان بخشی طبیعی از یادگیری، بلکه به‌عنوان دلیلی برای بی‌کفایتی شناخته می‌شود. از سوی دیگر مشاهده والدینی که شکست را تحمل نمی‌کنند یا دائماً نگران قضاوت دیگران هستند، می‌تواند این الگو را در ذهن کودک تثبیت کند.

علاوه بر محیط تربیتی، عوامل زیستی نیز در انتقال این ترس نقش دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که اضطراب می‌تواند زمینه ژنتیکی داشته باشد و در خانواده‌هایی که اختلالات اضطرابی شایع است، احتمال بروز ترس از شکست در نسل بعدی بیشتر است. درواقع یادگیری مشاهده‌ای از والدین و وراثت ژنتیکی، هردو  می‌توانند در تثبیت این الگو مؤثر باشند.

·       فشار اجتماعی و ترس از قضاوت دیگران

چرا از شکست می‌ترسیم؟

در جامعه‌ای که اغلب، موفقیت را معیار ارزشمندی می‌دانند، شکست می‌تواند بار سنگینی از قضاوت و برچسب به همراه داشته باشد. بسیاری از افراد نگران هستند که اگر در کاری موفق نشوند، اطرافیان آن‌ها را بی‌عرضه، تنبل یا نالایق بدانند. همین نگرانی باعث می‌شود اهداف خود را به تعویق بیندازند یا از آن‌ها دست بکشند. به عبارت دیگر، ترس از شکست در اینجا بیشتر ناشی از ترس از نگاه دیگران است تا خود تجربه شکست.

·       تعریف شخصی از شکست

پیشتر در یکی از مقاله‌های آرامشیار به ذهنیت رشد و ذهنیت شکست پرداخته‌ایم. بعضی افراد هر فرصتی در زندگی را، پله‌ای برای رشد خود می‌دانند. این فرصت ممکن است حتی ناکامی در دستیابی به هدفی خاص باشد. در مقابل، بعضی دیگر کوچک‌ترین ناکامی‌ها را، شکست تفسیر می‌کنند. برای نمونه دانشجویی که در یک آزمون آزمایشی نمره پایینی کسب کرده و ذهنیت شکست دارد احساس می‌کند به آخر خط رسیده‌است و هیچ تلاشی دیگر جواب نخواهد داد. در مقابل دانشجوی دیگر با ذهنیت رشد ممکن است حتی مردودی در یک درس را نشانه نیاز برای تلاش بیشتر و مطالعه عمیق‌تر بداند و فرصتی دوباره به خود بدهد. بنابراین تعریف موفقیت و شکست می‌تواند برای هر فردی منحصربه‌فرد باشد و تاثیر مستقیم بر موفقیت او داشته باشد. برای فردی که ذهنیت شکست دارد هر تلاشی ممکن است به‌زودی به ناکامی منجر شود. در نتیجه فرد ترجیح می‌دهد از امتحان کردن اجتناب کند.

از کجا بفهمیم گرفتار ترس از شکست شده‌ایم؟

ترس از شکست اغلب پنهانی عمل می‌کند؛ یعنی ممکن است حتی خود فرد آگاهی نداشته باشد که این ترس بر تصمیم‌ها و سبک زندگی‌اش سایه انداخته است. اگر علائم زیر را در خود مشاهده می‌کنید، احتمال دارد شما نیز تا حدی گرفتار این چرخه باشید.

·       نشانه‌های هیجانی و رفتاری

این قبیل نشانه‌ها معمولا قابل مشاهده توسط خود فرد هستند و با درون‌نگری و تقویت خودآگاهی می‌توان آن‌ها را شناسایی کرد:

  • اضطراب و نگرانی شدید هنگام رویارویی با مسئولیت‌ها یا فرصت‌های جدید
  • تعلل و به تعویق انداختن کارها تا جایی که زمان از دست می‌رود
  • اجتناب از موقعیت‌های تازه یا چالش‌برانگیز (برای مثال عدم پذیرش پروژه‌های جدید یا امتحان نکردن مهارت تازه)
  • گفت‌وگوی درونی منفی و خودتخریبی (مثلا: «من بلد نیستم» یا «حتماً خراب می‌کنم»)
  • ترس از ناامید کردن دیگران یا از دست دادن علاقه و احترام آن‌ها
  • بی‌تفاوتی یا بی‌انگیزگی نسبت به اهداف شخصی و مسیر شغلی
  • رد کردن انتقاد سازنده یا کمک دیگران با این ترس که به‌شکل ضعف فرد ادراک شود.

·       نشانه‌های ذهنی

از کجا بفهمیم گرفتار ترس از شکست شده‌ایم؟

این نشانه‌ها را در نحوه تفکر خود و بلافاصله بعد از رویارویی با موقعیت اضطراب‌آور می‌توانید شناسایی کنید:

  • نگرانی مداوم از اینکه دیگران درباره شما چه فکری می‌کنند.
  • شک در توانایی‌ها و زیر سؤال بردن هوش یا ارزشمندی خود
  • پیش‌بینی بدبینانه آینده و تلقی شکست به معنای پایان راه
  • کاهش اعتمادبه‌نفس و احساس ناتوانی در برابر موقعیت‌های دشوار

توجه داشته باشید که این علائم به‌تنهایی نمی‌توانند معادل تشخیص قطعی پزشکی باشند. اگر بیشتر این موارد را تجربه می‌کنید بهتر است درباره این موضوع با یک متخصص سلامت روان مشورت کنید.

ترسیدن از شکست چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد؟

همان‌طور که احتمالا تا اینجا متوجه شده‌اید، ترس از شکست تنها یک احساس گذرا نیست. این تجربه اگر به عادت ذهنی یا رفتاری تبدیل شود، می‌تواند اثرات گسترده‌ای بر زندگی فرد بگذارد. این پیامدها در سطح روانی و هیجانی و عملکرد فردی و اجتماعی قابل مشاهده هستند. به چند مورد از این پیامدها می‌پردازیم:

·       کاهش انگیزه و توقف رشد

ترس از شکست باعث می‌شود فرد از شروع کارهای تازه اجتناب کند یا آن‌ها را در نیمه راه رها کند. در نتیجه، رشد شخصی یا شغلی فرد با مشکل مواجه می‌شود و او جای تجربه، یادگیری و پیشرفت، در یک منطقه امن و محدود باقی می‌ماند. همان‌طور که قابل حدس است، ماندن در نقطه امن هرگز با پیشرفت و ترقی همراه نخواهد بود.

·       خودتخریبی و اهمال‌کاری

ترسیدن از شکست چه پیامدهایی می‌تواند داشته باشد؟

ترس باعث می‌شود فرد ناخودآگاه رفتارهایی انجام دهد که احتمال شکست را بیشتر می‌کنند. برای مثال چنین افرادی بیشتر دچار تعلل، به‌تعویق انداختن یا پرداختن به کارهای کم‌اهمیت می‌شوند. این چرخه خودتخریبی، موفقیت را دورتر و ترس را تقویت می‌کند.

·       از دست دادن فرصت‌ها و کاهش خلاقیت

وقتی فرد از تجربه‌های تازه اجتناب می‌کند، فرصت‌های یادگیری، رشد و موفقیت واقعی را از دست می‌دهد. ترس از شکست همچنین ریسک‌پذیری و خلاقیت را محدود می‌کند، زیرا فرد فقط کارهایی را انتخاب می‌کند که مطمئن است خطری در آن‌ها نیست.

·       استرس و اضطراب مزمن

زندگی با ترس دائمی از شکست به اضطراب و استرس مزمن منجر می‌شود. این وضعیت می‌تواند خواب، تمرکز و سلامت جسمی را هم تحت تأثیر قرار دهد.

چگونه بر ترس خود از شکست و ناکامی غلبه کنیم؟

ترس از شکست اگر مدیریت نشود، می‌تواند مانع پیشرفت فردی، تحصیلی یا شغلی شود. خوشبختانه راهکارهای علمی و عملی متعددی برای غلبه بر این ترس وجود دارد که هم از نظر روان‌شناختی مؤثر هستند و هم در زندگی روزمره کاربرد دارند.

1.   پذیرش نقص و آغاز مسیر

اولین گام از راه‌های مقابله با ترس از شکست، پذیرش آن است. مشکل از جایی شروع می‌شود که بسیاری از افراد به‌دلیل کمال‌گرایی هرگز شروع نمی‌کنند. به ‌یاد داشته باشید مهم‌ترین گام، شروع کردن است و اصلاح و یادگیری در مسیر اتفاق می‌افتد. غلبه بر ترس از شکست یعنی حرکت با وجود ترس، نه در غیاب آن. هر بار که تجربه‌ای تازه کسب می‌کنید، تاب‌آوری شما بیشتر می‌شود و به رشد و موفقیت نزدیک‌تر خواهید شد.

2.   بازتعریف شکست و ترس از آن

چگونه بر ترس خود از شکست و ناکامی غلبه کنیم؟

شکست بخشی طبیعی از زندگی و فرصتی برای یادگیری است. حتی موفق‌ترین افراد دنیا بارها شکست خورده‌اند. به‌جای اینکه شکست را نشانه بی‌ارزشی بدانید، آن را تجربه‌ای ببینید که شما را یک قدم به موفقیت نزدیک‌تر می‌کند.

نلسون ماندلا می‌گوید: «یا می‌بری، یا یاد می‌گیری.»

3.   تمرکز بر عوامل قابل کنترل

به‌جای نگرانی و ترس از نتیجه، بر اقداماتی که در اختیار شما هستند تمرکز کنید. آمادگی، یادگیری مهارت‌های جدید و ایجاد ارتباطات مؤثر می‌تواند ترس شما را کاهش دهد. گاهی بعضی از شرایط خارج از کنترل ما هستند اما با بازتعریف آن‌ها می‌توان راه‌های تازه‌ای پیدا کرد.

4.   ذهنیت رشد و ریسک‌های کوچک

برای تقویت تاب‌آوری، اهداف بزرگ را به گام‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. با انجام ریسک‌های کوچک و تدریجی به‌مرور ذهن و بدن یاد می‌گیرند که ناکامی قابل تحمل است و دلیلی برای توقف نیست.

5.   مدیریت گفت‌وگوی درونی

خودگویی منفی مانند «من نمی‌توانم» یا «اگر شکست بخورم همه من را مسخره می‌کنند» سوخت اصلی برای ترس است. برای غلبه بر ترس از شکست، این جملات را آگاهانه با عبارت‌های مثبت جایگزین کنید؛ مثلاً بگویید: «تلاش من ارزشمند است» یا «شکست پایان کار نیست بلکه شروعی دوباره است.»

6.   پذیرش احساسات و گفت‌وگو با دیگران

ترس و شرم از شکست را پنهان نکنید. صحبت کردن با یک دوست مورد اعتماد، مربی یا درمانگر می‌تواند دیدگاه تازه‌ای به شما بدهد و احساسات ناخودآگاه را روشن کند. دریافت همدلی و حمایت اجتماعی، عزت‌نفس شما را تقویت می‌کند.

7.   تمرین ذهن‌آگاهی و آرام‌سازی

تمریناتی مانند مدیتیشن، تمرین تنفس عمیق و مهارت ذهن‌آگاهی به شما کمک می‌کنند در لحظه حاضر باشید، اضطراب خود را مدیریت کنید و کمتر درگیر سناریوهای منفی شوید.

8.   استفاده از درمان‌های تخصصی

چگونه بر ترس خود از شکست و ناکامی غلبه کنیم؟

به درمانگر مراجعه کنید. اگر احساس می‌کنید شرایط کاملا از دست شما خارج شده‌است و از پس ترس خود بر نمی‌آیید از یک متخصص کمک بگیرید. درمانگران اغلب از روش‌های کارآمدی برای کنترل و مدیریت احساسات و هیجانات شما استفاده می‌کنند:

  • درمان شناختی-‌رفتاری (CBT): برای تغییر الگوهای فکری منفی و تقویت استراتژی مقابله‌ای.
  • درمان مواجهه‌ای: قرار گرفتن تدریجی در موقعیت‌های ترسناک برای کاهش حساسیت.
  • دارودرمانی: در موارد خیلی شدید و زیر نظر روان‌پزشک، داروهای ضدافسردگی (SSRIs) یا ضد اضطراب ممکن است به تنظیم خلق و کاهش ترس کمک کنند.

کلام آخر

افرادی که با ترس از شکست دست و پنجه نرم می‌کنند اغلب اهدافی غیرواقعی برای خود تعیین کرده‌اند و همین انتظار بیش از حد، احتمال شکست را افزایش می‌دهد. اگر شما هم از فکر شکست دچار نگرانی شدید یا ترس افراطی می‌شوید، بهتر  است با یک متخصص سلامت روان صحبت کنید. خوشبختانه، بیشتر افراد با روان‌درمانی می‌توانند این ترس را پشت سر بگذارند. فراموش نکنید که رفتارهای انسانی همیشه سیاه یا سفید نیستند. گاهی یک ویژگی منفی ممکن است احساس امنیت زیادی را به ما هدیه بدهد اما در عین حال اجازه پیشرفت را از ما بگیرد. لحظات سرنوشت‌ساز زندگی همواره یک ویژگی مشترک و حیاتی دارند: یا خودمان آن‌ها را تعریف می‌کنیم یا اجازه می‌دهیم آن‌ها ما را تعریف کنند.

منتظر دیدگاه شما هستیم دیدگاه خود را حتما بنویسید برایمان تا نمایش دهیم
ارسال نظر

ارسال نظر